محمد مهدى ملايرى
61
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آن براى ايشان آسان بوده به كار بردهاند و وقتى پس از مدت به زبان فصيح عربى درآمده و در شعر و نثر عربى به كار رفته شكلى همانند همين كلمه يا چيزى شبيه به آن داشته است . و بدينترتيب اشتيام هم در وصف كلمات بسيارى قرار مىگيرد كه از اصطلاحات دريانوردى فارسى از زمانهاى دور به وسيلهء همين ملاحان و كارگران عرب در كشتىها و بندرگاهها به زبان عربى راه يافته است . با اين تفاوت كه برخى از آنها مانند الرهنامج ( - راهنامه ) و الانجر ( - لنگر ) و نواخذه ( - جمع ناخدا ) و ديادبه ( - جمع ديدهبان ) و جرداب ( - گرداب ) و الدستور ( - دستور ) و تبان ( - تنبان شلوار كوتاهى كه ملاحان مىپوشيدهاند ) و بسيارى از كلمات ديگرى كه مىتوان در كتابهاى لغت و كتابهايى كه درباره معربات از فارسى در قديم و جديد تأليف شده يافت ، آن اندازه تغيير شكل نيافتهاند كه نتوان آن را بازشناخت ، ولى برخى ديگر مانند همين كلمهء اشتيام كه نظاير آن هم كم نيست آنچنان دچار تحريف شدهاند كه راه يافتن به اصل آنها دشوار است . علت همهء اينها هم اين است كه اعراب در استعمال كلمات خارجى پاىبند قاعده و قانونى نبودهاند و هركلمه را به همانگونه كه شنيدهاند با تغييرى كه تلفظ آن را براى ايشان آسانتر مىساخته به كار بردهاند ، بىآنكه به شكل و هيئت آن در زبان اصلى توجه داشته باشند . و علماى نحو و لغت عربى هم كه سعى كردهاند براى اينگونه تغييرها ضوابطى استخراج كنند ، و نخستين ايشان سيبويه ، هرچند در اين راه كوششهايى كرده و ضوابطى هم براى تبديل حروف و تغيير حركات به دست دادهاند ، ولى آن ضوابط شمول كلى ندارند و براى مواردى از اين قبيل كه كلمه علاوهبر تعريب دچار تحريف هم شده باشد به هيچوجه كارساز نيستند . ظاهرا تنها قانون عام و شاملى كه دربارهء كلمات خارجى در زبان عربى بدان عمل شده و مىشود و بايد آن را پيوسته در نظر داشت همين عبارت معروف است كه در شرح رضى ( نحو ، 20 ) هم آمده و آن اين است « اعجمى ، فالعب به ما شئت » . يعنى اين كلمه غير عربى است ، هرطور دلت مىخواهد با آن بازى كن .